هستی ابن عربی

خرید بک لینک
شیخ اکبر ابن عربی در سال ۵۹۸ (۳۸ سالگی) در بین علماء و ادباء مکه حضور داشت. در آنجا با شیخ بزرگ بنام مکین الدین ابوشجاع اصفهانی آشنا و نزد او به شنیدن کتاب ترمذی در روایت مشغول میشود. او در ابتدا با خواهر شیخ ابوشجاع مراوده دارد و طالب یادگیری گرفتن حدیث و اجازه روایت از او است، اما خواهر بخاطر کهولت سن اجازه روایت را به برادرش حواله میدهد. به گفته ابنعربی:«این شیخ را دختری بود باکره نازپروده و باریک میان که دیده را به بند میکشید و افسون میکرد. آراینده محافل و سروربخش محاضر بود و مناظر را به تحیر وامیداشت. نامش نظام و لقبش عین الشمس و البهاء بود.» (ابنعربی، 1420: 8) شیخ اکبر در مقدمه هستی ابن عربی...

ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال می‌کنید

برچسب: مثابه,لطافت,طفولیت,شرح,بیتی,کتاب,ترجمان,الاشواق, نویسنده: بازدید: 50 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:29

فلیست أنوارالذات بشیء سوی الموجودات (فتوحات، ۲۸۹/۳)

نیست انوار ذات چیزی غیر همین موجودات!

و أنوارالشیء لا تحرقه و الممکن فی حال عدمه لا یقبل الحرق فلواتصف بالوجود احترق وجوده (همان ۲۹۰/۳)

انوار چیزی خود آن را که نمی سوزاند و قبول سوزاندن نمیکند ممکن در حال عدمش، پس چون اتصاف به وجود پیدا کند، وجودش میسوزد!

+ نوشته شده در جمعه سوم دی ۱۳۹۵ساعت 0:15 توسط مهدی صدفی |
هستی ابن عربی...

ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال می‌کنید

برچسب: نکتَتُن۱, نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:29

چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم که دل به دست کمان ابروئیست کافرکیشاین بیت شده زمزمه روز و شبم. کار هیچ جای عقل نیست (ما را ز منع عقل مترسان و می بیا) که اگر جای عقل بود تدبیر می کردم و راه چاره بر می گرفتم. (لا خیرَ فی الحب یدبّر بالعقل) عقل خودبنیاد است و خود می تواند از خود برای هر چیز راه چاره دهد، حتی برای تسکین دل به سبب پوشش و پرده ای که بر دل می کشد و تقلبات آن را در بسته هایی تثبیت شده عرضه می کند. به گفته حافظ "لرزش بید" تنها از "دل صنوبری" بر می آید (دل صنوبری ام همچو بید لرزان است) اما دل برخلاف عقل انگار تقلبات پی در پی را می پذیرد، پس بنیانی از خود ندارد و از جانب هستی ابن عربی...

ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال می‌کنید

برچسب: ایمان,کفر, نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:29

آفرینش عرفانی عالم آنی (بی زمان) رخ میدهد (یا رخ داد) که خدا خواست خود را در عالم ببیند، چون دیدن چیزی در خود، عین دیدن خود در دیگری نیست. عالم آیینه ای نپرداخته بود و انسان چیزی نبود، جز جلای آیینه عالم و در عین حال روح الهی که پس از تسویه عالم در آن دمیده می شود. بدین رو انسان تنها رابط و نسبتی است بین خدا و عالم. تا وقتی انسان باشد، ربط زمین و آسمان برقرار است و همه چیز بهسامان و این نحوه نگاه به انسان با اومانیسم -به معنای گسترده آن- در نسبت است.حقیقت نسبت نمی پذیرد و از قید و بند رهu200dاست و خداوند پیش از آنکه با انسان العین (مردمک چشم) به عالم بنگرد و بر عالمیان رحمت کند تا به وجود آیند هستی ابن عربی...

ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال می‌کنید

برچسب: داستان,نابودی,انسان,کرونوس,برابر,خائوس, نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:29

به نظرم اگر کسی باب 542 فتوحات مکیه را درست درک کند، می فهمد علم چیست؟ علمِ انسان در عرفان ابن عربی، همانطور که در حاشیه این وبلاگ نوشتم، علمِ به عدم است یعنی به بیان ساده کسی متوقع نباشد که علم مشت پُرکن است. به نظر او در این باب، علم یا نظری فکری است - فلسفه نهایت آن است- و یا علمِ باللهِ اهل الله است.دسته اول (فلاسفه و دیگر عالمان نظر فکری) همواره تا وقت مرگ ذهنشان در تکاپوست و نمی توانند بر موضعی متوقف شوند و چون این گونه زیست می کنند، همین گونه نیز در آخرت حیران هستند (توجه شود که این نگاه ابن عربی ذم اهل فکر نیست، بلکه توصیف چگونگی حال آنهاست). علتش این است که هیچ دلیلی نیست مگر در آ هستی ابن عربی...

ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال می‌کنید

برچسب: «علم»,چیست؟, نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:29

چند پُست گذشته، بند 6.4311 تراکتاتوس ویتگنشتاین را در باب مرگ نوشتم: «مرگ رویدادی در زندگی نیست. ما مرگ را به تجربه درنمیxad یابیم. اگر نگریسته ما از جاودانگی (سرمدیت)، دیمومت (دوام) بیxad پایان ما از زمان نباشد، بلکه بیxad زمانی باشد، پس آنxad کس جاودانه میxad زید که در زمان کنونی زندگی میxad کند. زندگی ما به همان اندازه بیکران است که میدان بینایی ما بیxad مرز است.» (ترجمه ادیب سلطانی)این نگرش برای فیلسوف که قرار است روزی بمیرم و بعد مرگ، یا کلاً خاموش می شوم یا به حیات پس از مرگ خود ادامه می دهم، مسأله مهمی نیست. او نمی تواند در این اما و اگرها زندگی خود را بگذراند. برای او باید همین حالا مسأله حل شود هستی ابن عربی...

ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال می‌کنید

برچسب: فلسفه,مشق,مرگ,ستایش,متافیزیک, نویسنده: بازدید: 36 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:29

بگذارید این مطلب را با این جمله شروع کنم که منطق علم طبقه فرودست است. اگر بخواهیم فلسفه را در مهد تولدش، یونان بررسی کنیم، فصل نخست کتاب پایدیای یِگِر برای آنکه توجه کند کافی است، با اینکه دخلی به فلسفه ندارد و بیشتر به ایلیاد و اودیسه هومر می پردازد. اگر حوصله نکردید آن را بخوانید، تنها عنوان این بخش راهگشاست: «اشرافیت و فضیلت». agathos که به معنی اشرافی و تواناست همانست که به «خیر» یا «نیک» تغییر چهره می دهد. پهلوان اساطیری هم توانا و اشرافی است و به همین خاطر با ایدوس قرین است. به گفته یگر: «مرد اشرافی دیگران را ازین طریق تربیت می کند که آرمانی را که ارزش ابدی دارد و همه باید خود را با آن هستی ابن عربی...

ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال می‌کنید

برچسب: فلسفه,اشرافیت, نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:29

فرق عمده بین نگرش فلسفی و نگرش عُرفی این است: آنکه هنوز -به گفته ارسطو- در فطرت نخست است، امور را تصادفی می بیند. هر چقدر از این دید تصادفی خارج شود، وجه عقلانیش فربه تر می شود. یادم هست در کودکی چقدر زجر می کشیدم گمان می کردم عده ای نورچشمی اند و همینطوری الله بختکی چیزی به آنها می رسد. آنها سعادتمند واقعی بودند. هنوز برخی دوستان بر این گمانند و زندگی خود را بر سَرِ این گمان می کاوند.جرقه مطلب با شعر فرزدق در ثنای امام سجاد (ع) رخ داد. گوینده آخرِ داستان نوشت: فرزدق را خواب دیدند، گفت: به بهای این شعر مرا آمرزیدند. داستانِ تکراریِ «خواب و آمرزش» که حداقل در دوره ای از زندگی ما و گذشتگان نقش هستی ابن عربی...

ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال می‌کنید

برچسب: نیایش,فیلسوف, نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:29

مقاله آقای رسول جعفریان با موضوع «ستیز ما با علم» را میخواندم، گفتم در حاشیه مطلبی در باب «علم اندوزی» ما ایرانیان بنویسم. «علم اندوزی» بر وزن «مال اندوزی» است، به این معنا که علم در کیسههایی با رنگها، شکلها و وزنهای متنوع وجود دارد و ما میتوانیم آنها را بیاندوزیم. بگذارید ابتدا صحبت کوتاهی در باب «مالاندوزی» بکنم. کشور ما در طول تاریخ محل کشورگشاییهای فراوان بوده و از آن مهمتر مشکل خشکسالی همواره خرد جمعی ایرانیان را آزار میداده است. پدربزرگها و مادربزرگهای ما داستانهای سوزانی از خشکسالی را تعریف میکنند که برای یک قرص نان بیکیفیت آمیخته با خاک آره چطور التماس و درخواست میکرد هستی ابن عربی...

ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال می‌کنید

برچسب: «علم,اندوزی»,شیوه,ایرانیان, نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:29

تقریر برهان صدیقان علامه طباطبایی (ره) را در نیم خط می شود نوشت: «وجود ضرورت ازلیه دارد.» فکر کنم نیم خط هم نشد! تجربه متافیزیک از یونان باستان الی زماننا هذا، پشت نیم خط موج می زند. ملاصدرا در پاورقی اسفار ج6 ص 14 می گوید: «الوجود -کما مرّ- حقیقه عینیه» و علامه پاورقی می زند و می گوید مگر می شود آدم با شعور این «واقعیت» را نفی کند و بگوید واقعیتی در کار نیست و بگوید واقعیت اشیاء موهوم است. همین جمله هم یا واقعی است یا واقعی نیست و صاحب این جمله هم به واقعیت جمله خودش نظر دارد وگرنه حرف مفت نمی زند. اصلا حرف مفت هم برای زننده آن واقعیت دارد وگرنه آن را نمی زد.برای دیوانه که همینطور بی اختیار هستی ابن عربی...

ما را در سایت هستی ابن عربی دنبال می‌کنید

برچسب: برهان,صدیقان,مخّ,فلسفه,اسلامی,عرفان,نظری, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:29

صفحه بندی